پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

از زبانت می رسد هر لحظه آزاری مرا

می خلد هر دم بدل زان برگ گل خاری مرا

می تواند کرد پنهان از رقیبم ضعف تن

گر نسازد فاش هر دم ناله زاری مرا

زار مردم در غم تنهایی و ممکن نشد

این که بیند زاریم یاری کند یاری مرا

در حریم الفتم آزادگان را راه نیست

من گرفتارم نباید جز گرفتاری مرا

سوختی ای شمع تا در بزم او ره یافتی

بنده طور توام آموختی کاری مرا

هر کجا افتاده ام افکنده فرشی زیر من

نیست در روی زمین جز سایه غمخواری مرا

چرخ را با من فضولی هست مهری زین سبب

می کند هر دم اسیر ماه رخساری مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵دل ز من مستان نمی خواهم که غم باشد ترا
  2. شمارهٔ ۲۶شبی آمد به خوابم یار و برد از دیده خوابم را
  3. شمارهٔ ۲۷بستی گره از بهر جفا زلف دو تا را
  4. شمارهٔ ۲۸نی دل و دین ماند نه صبر و شکیبایی مرا
  5. شمارهٔ ۲۹من به غم خو کرده‌ام جز غم نمی‌باید مرا
  6. شمارهٔ ۳۰نم نماند از تاب خورشید رخت در خاک ما
  7. شمارهٔ ۳۱گر سر کویت شود مدفن پس از مردن مرا
  8. شمارهٔ ۳۲به دل از گلعذاری خارخاری کرده‌ام پیدا
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.