پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

عشقت از دایره عقل برون کرد مرا

داخل سلسله اهل جنون کرد مرا

در غم عشق بتان هیچ کسی چون من نیست

نظری کن که غم عشق تو چون کرد مرا

من نبودم به غم عشق چنین به طاقت

کمی لطف تو بسیار زبون کرد مرا

بامیدی که مگر طعنه زنان نشناسند

شادم از اشک که آغشته بخون کرد مرا

رسته بودم ز گرفتاری شیرین دهنان

باز لعل تو مقید بفسون کرد مرا

کم نشد بی لب شیرین تو جان کندن من

وه که این شیوه ز فرهاد فزون کرد مرا

ز ازل در دل من بود فضولی غم عشق

فلک آشفته بدینسان نه کنون کرد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷ساقیا می ده که حرفی ز آن دهان گویم ترا
  2. شمارهٔ ۱۸خاک در تو کحل بصر کرده ایم ما
  3. شمارهٔ ۱۹بهار آمد صدایی برنمی‌آید ز بلبل‌ها
  4. شمارهٔ ۲۰روزی که پیش خویش نبینم حبیب را
  5. شمارهٔ ۲۱تحیر بست در شرح غم عشقت زبانم را
  6. شمارهٔ ۲۲ز آتشین‌رویی جدا می‌افکند دوران مرا
  7. شمارهٔ ۲۳از زبانت می رسد هر لحظه آزاری مرا
  8. شمارهٔ ۲۴کرد عشق ای خون دل در کوی او رسوا مرا
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.