پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۴

زهی فیض وجود از پرتو ذات تو عالم را

کمال قدر تو برداشته از خاک آدم را

شب معراج تعظیم تو ثابت گشته بر انجم

بچرخ آورده ذوق پای بوست عرش اعظم را

رخت کرده شب معراج را از روز روشن تر

ز اشهب بگذرانده عزم اقبال تو ادهم را

نباشد هیچ صاحب وحی را توفیق معراجت

حریم قرب او ادنا مشخص کرده محرم را

عیار ارتفاع منزلت در راه قرب حق

ترا عرش است چرخ چارمین عیسی مریم را

طریق اتباعت راست جنت منزل ادنا

سبب شد این طریقت ، فتحِ ابوابِ جهنّم را

فضولی را دمادم هست عزم طوف درگاهست

چه باشد گر دهی انجامی این عزم دمادم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶مکش بر دیده ای خورشید خاک آن کف پا را
  2. شمارهٔ ۷چو از غم کنم چاک پیراهنم را
  3. شمارهٔ ۸ز ضعف تاب تردد دگر نماند مرا
  4. شمارهٔ ۹چه گونه فاش نگردد غم نهانی ما
  5. شمارهٔ ۱۰بخاک ره کشیدم صورت جسم نزارم را
  6. شمارهٔ ۱۱نهان می‌سوخت چون شمع آتش دل رشتهٔ جان را
  7. شمارهٔ ۱۲با خود ای جان در غمش همدم نمی خواهم ترا
  8. شمارهٔ ۱۳شنیده صبحدم از جور گل افغان بلبل را
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.