پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۳

ای بسته دانش تو زبان سوآل ما

ناکرده شرح ، پیشِ تو معلوم حالِ ما

شام و سحر تصور آثار صنع تست

نقش نگار خانه خواب و خیال ما

درک حقیقت تو محالست بر خیال

این آرزو کجا و خیال محال ما

داریم حال بد ز مآل فعال بد

ما را بحال ما نگذارد فعال ما

روزی که از تو هر عملی را جزا رسد

تعذیر ما بس است ز تو انفعال ما

ما را مجال ده که ز ذکر تو دم زنیم

بهر سخن دمی که نماید مجال ما

اظهار عذر ماست فضولی ز معصیت

بر روی زرد ما رقم اشک آل ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵بکه نسبت کنم آن سرو صنوبر قد را
  2. شمارهٔ ۶مکش بر دیده ای خورشید خاک آن کف پا را
  3. شمارهٔ ۷چو از غم کنم چاک پیراهنم را
  4. شمارهٔ ۸ز ضعف تاب تردد دگر نماند مرا
  5. شمارهٔ ۹چه گونه فاش نگردد غم نهانی ما
  6. شمارهٔ ۱۰بخاک ره کشیدم صورت جسم نزارم را
  7. شمارهٔ ۱۱نهان می‌سوخت چون شمع آتش دل رشتهٔ جان را
  8. شمارهٔ ۱۲با خود ای جان در غمش همدم نمی خواهم ترا
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.