پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲

ای ذکر ذوق بخش تو زیب زبان ما

بی ذکر تو مباد زبان در دهان ما

از سکه سعادت توفیق فیض تست

رایج بهر معامله نقد روان ما

آید ز ما همیشه خطا از تو مغفرت

آنست مقتضای تو اینست شان ما

بر حال ما ز غیر تو لطفی نمی رسد

غیر تو نیست واقف راز نهان ما

در راهت از بلا نهراسیم زانکه هست

سنگ بلای تو محک امتحان ما

تا چند تن دهیم بزجر هوای نفس

رحمی که گشت طعمه سگ استخوان ما

نگذاشت درد عشق فضولی ز ما نشان

اینست در ره طلب او نشان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴زهی فیض وجود از پرتو ذات تو عالم را
  2. شمارهٔ ۵بکه نسبت کنم آن سرو صنوبر قد را
  3. شمارهٔ ۶مکش بر دیده ای خورشید خاک آن کف پا را
  4. شمارهٔ ۷چو از غم کنم چاک پیراهنم را
  5. شمارهٔ ۸ز ضعف تاب تردد دگر نماند مرا
  6. شمارهٔ ۹چه گونه فاش نگردد غم نهانی ما
  7. شمارهٔ ۱۰بخاک ره کشیدم صورت جسم نزارم را
  8. شمارهٔ ۱۱نهان می‌سوخت چون شمع آتش دل رشتهٔ جان را
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.