پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۹

ما را ز وصل دوست جدا می کند فلک

باز این چه دشمنیست بما می کند فلک

کار فلک همیشه بما نیست جز جفا

آه این چه کارهاست چها می کند فلک

می افکند مدام ز خوبان جدا مرا

کاری که خوب نیست چرا می کند فلک

تا نسبتی بخود دهدم از یگانگی

قدر مرا همیشه دو تا می کند فلک

می پرورد نهال قد دلبران بناز

ما را نشان تیر بلا می کند فلک

محبوب نیست بهر چه چندین جفا و جور

بر عاشقان بی سر و پا می کند فلک

مقصود ما وفاست فضولی ولی چه سود

با ما مخالف است جفا می کند فلک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۱ای از تو بی دلان را درمان درد حاصل
  2. شمارهٔ ۲۴۲نه چندان است مرا در غم هجران تو حال
  3. شمارهٔ ۲۴۳ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل
  4. شمارهٔ ۲۴۴ای دل از دیده فزون دیده ز دل سوی تو مایل
  5. شمارهٔ ۲۴۵متصل دارد سر سودای ابروی تو دل
  6. شمارهٔ ۲۴۶بطرف طره دستار زیبی بست یار از گل
  7. شمارهٔ ۲۴۷شب عیدست چندانی امان ای عمر مستعجل
  8. شمارهٔ ۲۴۸مه من از تو غم بی حساب دارد دل
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.