پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

باغ حسن از گل رخسار تو دارد رونق

کشور عشق بتیغ مژه ات یافت نسق

سالک راه ترا خون جگر زاد سفر

مصحف روی ترا پیر خرد طفل سبق

صفت حسن تو در صفحه ایام نیافت

چرخ هر چند درین نسخه بگرداند ورق

می برد راه بسر منزل وصل تو کسی

که بهر نیک و بدی نیست مقید مطلق

ژنگ رشک از نم خاکیست بر آیینه مهر

که برو از گل روی تو فتادست عرق

دل سرگشته ما بی تو شد آغشته بخون

چرخ را دوری خورشید دهد رنگ شفق

در ره عشق فضولی چه غم از کج نظران

می رسد راست روان را مدد از جانب حق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷یارست فارغ از من و من بی قرار عشق
  2. شمارهٔ ۲۳۸بود درد دل از سودای عشقت حاصل عاشق
  3. شمارهٔ ۲۳۹ما را ز وصل دوست جدا می کند فلک
  4. شمارهٔ ۲۴۰کرد از خون جگر چرخ تنم را نمناک
  5. شمارهٔ ۲۴۱ای از تو بی دلان را درمان درد حاصل
  6. شمارهٔ ۲۴۲نه چندان است مرا در غم هجران تو حال
  7. شمارهٔ ۲۴۳ز حد گذشت بدور تو بی قراری دل
  8. شمارهٔ ۲۴۴ای دل از دیده فزون دیده ز دل سوی تو مایل
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.