پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

یار خواهی دلا ز جان بگذر

از همه هستی جهان بگذر

در جهان گر فراغتی باید

از جهان و جهانیان بگذر

دل منه بر سپهر خم قامت

همچو تیری ازین کمان بگذر

یاد گیر از سرشک و آه روش

ز زمین و ز آسمان بگذر

طالب یار باش و هر چه ترا

باز دارد ازان ازان بگذر

یک دل و یک زبان و یک رو باش

در یقین کوش و از گمان بگذر

از فضولی نصیحتی بشنو

از سر تیزی زبان بگذر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳خواهم چو سایه افتم دنبال آن سمنبر
  2. شمارهٔ ۲۰۴می دهد زاهد به ما هر لحظه آزار دگر
  3. شمارهٔ ۲۰۵ای جمالت ز گل گلشن جان رعناتر
  4. شمارهٔ ۲۰۶سوخت دل صد قطره خون در چشم تر دارد هنوز
  5. شمارهٔ ۲۰۷خاک شد جسم و غمت مونس جانست هنوز
  6. شمارهٔ ۲۰۸دلم از عشق تو رسوای جهانست امروز
  7. شمارهٔ ۲۰۹دلا بمهر رخش دیده پر آب انداز
  8. شمارهٔ ۲۱۰دل اسیر لعل آن گلبرگ خندانست باز
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.