پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

سوخت دل صد قطره خون در چشم تر دارد هنوز

مرد آتش شعله با صد شرر دارد هنوز

چشمها بگشاده بر رویم ز خوناب جگر

بر نگشته دل ز من با من نظر دارد هنوز

داغهای تازه از جسم ضعیفم کم نشد

الله الله این درخت خشک بردارد هنوز

برکشیدم آه لیکن درد دل تسکین نیافت

تیر بیرون رفته پیکان در جگر دارد هنوز

خالی از تصویر مجنون نیست لوح روزگار

نیست چون من او درین عالم اثر دارد هنوز

گفتم ای بی درد در عشق تو بیخود گشته ام

گفت عاشق نیست این از خود خبر دارد هنوز

شد دو تا قد فضولی از غم گردون ولی

میل ابروی بتان سیمبر دارد هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸دلم از عشق تو رسوای جهانست امروز
  2. شمارهٔ ۲۰۹دلا بمهر رخش دیده پر آب انداز
  3. شمارهٔ ۲۱۰دل اسیر لعل آن گلبرگ خندانست باز
  4. شمارهٔ ۲۱۱شمع بزم بهجتم مهر مه روی تو بس
  5. شمارهٔ ۲۱۲غمت روز تنهاییم یار بس
  6. شمارهٔ ۲۱۳چیده ایم از اختلاط خلق دامان هوس
  7. شمارهٔ ۲۱۴نه من مقید آن سرو گلعذارم و بس
  8. شمارهٔ ۲۱۵ز عشقت ناله زاری که من دارم ندارد کس
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.