پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

ای جمالت ز گل گلشن جان رعناتر

هر چه رعناتر ازان نیست ازان رعناتر

سرو دیدیم بسی در چمن حسن ولی

نیست سروی ز تو ای سرو روان رعناتر

در گلستان لطافت نشکفته‌ست گلی

ز تو ای سرو قد غنچه دهان رعناتر

ز جهان مهر جمال تو گزیدم چه کنم

تویی از جمله خوبان جهان رعناتر

همه سرو قدان باد فدای قد تو

که تویی از همه سرو قدان رعناتر

نیست پاکیزه تر از خاک درت باغ جنان

نیست حوری ز تو در باغ جنان رعناتر

جای بر چشم ازانست فضولی مژه را

که شد از خون دلم در غم آن رعناتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷خاک شد جسم و غمت مونس جانست هنوز
  2. شمارهٔ ۲۰۸دلم از عشق تو رسوای جهانست امروز
  3. شمارهٔ ۲۰۹دلا بمهر رخش دیده پر آب انداز
  4. شمارهٔ ۲۱۰دل اسیر لعل آن گلبرگ خندانست باز
  5. شمارهٔ ۲۱۱شمع بزم بهجتم مهر مه روی تو بس
  6. شمارهٔ ۲۱۲غمت روز تنهاییم یار بس
  7. شمارهٔ ۲۱۳چیده ایم از اختلاط خلق دامان هوس
  8. شمارهٔ ۲۱۴نه من مقید آن سرو گلعذارم و بس
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.