پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

دل اسیر لعل آن گلبرگ خندانست باز

کار من از دست دل چاک گریبانست باز

گل دریده پیرهن بلبل فتاده در فغان

آن گل نورس مگر در سیر بستانست باز

بست جانان صد گره بر زلف و اهل درد را

صد گره زان صد گره بر رشته جانست باز

حیرت حالم ترا کردست غافل از حجاب

عالمی را چشم بر روی تو حیرانست باز

مرغ دل را گر نه بگشادست تا دست صبا

وه چه واقع شد چرا زلفت پریشانست باز

حقه لعل شکربارت شد از چشمم نهان

این نشان حقه بازیهای دورانست باز

مگذران عمر گرامی را فضولی در خطا

گرچه می دانی در امید غفرانست باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲غمت روز تنهاییم یار بس
  2. شمارهٔ ۲۱۳چیده ایم از اختلاط خلق دامان هوس
  3. شمارهٔ ۲۱۴نه من مقید آن سرو گلعذارم و بس
  4. شمارهٔ ۲۱۵ز عشقت ناله زاری که من دارم ندارد کس
  5. شمارهٔ ۲۱۶یارب بحق حرمت رندان درد نوش
  6. شمارهٔ ۲۱۷پیش تو گل از شرم سرانداخته در پیش
  7. شمارهٔ ۲۱۸مرا دل ترک داد و کرد میل آن مه دلکش
  8. شمارهٔ ۲۱۹چه دعوی می‌کنی ای غنچه با لعل گهربارش
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.