پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

شمع بزم بهجتم مهر مه روی تو بس

مطلع خورشید اقبالم سر کوی تو بس

همچو نافه در سرم سودای مشک خشک نیست

نافه عطر دماغم عقد گیسوی تو بس

بهر طاعت هر کسی را هست رو در قبله

قبله من گوشه محراب ابروی تو بس

از رقیبان هست مستغنی حریم درگهت

مانع وصل تو بیم تندی خوی تو بس

آرزوی بهره دیگر ندارم از حیات

حاصل عمرم هوای قد دلجوی تو بس

چون دهانت گر کند عالم تقاضای عدم

عالمی را یک نظر از چشم جادوی تو بس

می فزاید زهر دشنام تو ذوق اهل دل

بهر دشنام تو اهل دل دعاگوی تو بس

چشم گر بستست از عالم فضولی دور نیست

در نظر او را خیال روی نیکوی تو بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳چیده ایم از اختلاط خلق دامان هوس
  2. شمارهٔ ۲۱۴نه من مقید آن سرو گلعذارم و بس
  3. شمارهٔ ۲۱۵ز عشقت ناله زاری که من دارم ندارد کس
  4. شمارهٔ ۲۱۶یارب بحق حرمت رندان درد نوش
  5. شمارهٔ ۲۱۷پیش تو گل از شرم سرانداخته در پیش
  6. شمارهٔ ۲۱۸مرا دل ترک داد و کرد میل آن مه دلکش
  7. شمارهٔ ۲۱۹چه دعوی می‌کنی ای غنچه با لعل گهربارش
  8. شمارهٔ ۲۲۰جدا بودن ز یار و سوختن با داغ هجرانش
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.