پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

مرا دل ترک داد و کرد میل آن مه دلکش

که دارد میل بالا شعله چون می‌خیزد از آتش

پر از پیکان حسرت چون نگردد سینه چاکم

که من محروم و جا در پهلوی او می کند ترکش

بتندی محتسب در جام می منگر که می ترسم

ز عکس تیره ات گردد مکدر باده بیغش

جهان جای مکافاتست ممکن نیست نستاند

دل پرخون بجای جام پر می ساقی مهوش

غم و درد و بلا و محنت و اندوه و رسوایی

همیشه عاشقان یک جهت را هست این هر شش

مگو از نوش راحت هیچ شهدی نیست شیرین تر

ز ذوق زهر محنت هم مشو غافل گهی می چش

فضولی هیچ راحت بی مشقت نیست در عالم

بباید ساختن با هر چه باشد خوش اگر ناخوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰جدا بودن ز یار و سوختن با داغ هجرانش
  2. شمارهٔ ۲۲۱بکویش می روم بهر تماشای مه رویش
  3. شمارهٔ ۲۲۲لاف زد پیش رخت گلبن ز گلبرگ ترش
  4. شمارهٔ ۲۲۳نیست غیر از حیرتم کاری جدا از یار خویش
  5. شمارهٔ ۲۲۴روی می‌تابد ز من گر ماه تابان گویمش
  6. شمارهٔ ۲۲۵زهی جفای تو بر من دلیل رحمت خاص
  7. شمارهٔ ۲۲۶ز جهان گردی ما دیدن یاریست غرض
  8. شمارهٔ ۲۲۷گرد گلت کشید ز عنبر حصار خط
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.