پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

گرد گلت کشید ز عنبر حصار خط

شد شاهد جمال ترا پرده دار خط

بنشست گرد رشک بر آیینه ماه را

تا ماه من نمود بگرد عذار خط

روزم بسان شمع سیه شد ز دود آه

تا سر زد از خواشی رخسار یار خط

خطی نیافتیم بمضمون خط یار

خواندیم از صحیفه دوران هزار خط

از دل که سوخت اشک نشان ماند بر رخم

چون مرده که ماند ازو یادگار خط

مرده دلیم چون نخراشیم سینه را

رسم مقررست بلوح مزار خط

بی خط او چه سود فضولی ز زندگی

درکش به حرف هستی خود زینهار خط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹سر می کند همیشه فدا بهر یار شمع
  2. شمارهٔ ۲۳۰گر نه در دل مهر آن روی چو مه دارد چراغ
  3. شمارهٔ ۲۳۱گشت محرم در حریم وصل جانانم چراغ
  4. شمارهٔ ۲۳۲به خود نگذاشتم دامان آن چابک‌سوار از کف
  5. شمارهٔ ۲۳۳قد کشیدی دیده ام تیر بلا را شد هدف
  6. شمارهٔ ۲۳۴گر ترا هست دلا در ره غم میل رفیق
  7. شمارهٔ ۲۳۵باغ حسن از گل رخسار تو دارد رونق
  8. شمارهٔ ۲۳۶در ره عشق بتانست رفیقم توفیق
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.