پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

به رندان از جهنم می‌دهد دایم خبر واعظ

مگر مطلق ندیده در جهان جای دگر واعظ

گریبان چاک ازین غم می‌کند محراب در مسجد

که آب روی منبر برد با دامان تر واعظ

به تفسیر مخالف می‌دهد تغییر قرآن را

تمنای تفوق می‌کند با این هنر واعظ

دم از کیفیت اِعراب مصحف می‌زند هردم

بنای خانه دین می‌کند زیر و زبر واعظ

ز کوی آن صنم سوی بهشت هشت در هردم

چه می‌خواند مرا یارب که افتد در به در واعظ

تنزل از مقام خود نمی‌کرد اینچنین دایم

اگر در منع من می‌داشت قول معتبر واعظ

فضولی نیست میل صحبت واعظ مرا زان رو

که منع اهل دل کرد از بتان سیمبر واعظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰گر نه در دل مهر آن روی چو مه دارد چراغ
  2. شمارهٔ ۲۳۱گشت محرم در حریم وصل جانانم چراغ
  3. شمارهٔ ۲۳۲به خود نگذاشتم دامان آن چابک‌سوار از کف
  4. شمارهٔ ۲۳۳قد کشیدی دیده ام تیر بلا را شد هدف
  5. شمارهٔ ۲۳۴گر ترا هست دلا در ره غم میل رفیق
  6. شمارهٔ ۲۳۵باغ حسن از گل رخسار تو دارد رونق
  7. شمارهٔ ۲۳۶در ره عشق بتانست رفیقم توفیق
  8. شمارهٔ ۲۳۷یارست فارغ از من و من بی قرار عشق
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.