پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۶

ز جهان گردی ما دیدن یاریست غرض

زین همه سیر درین دشت شکاریست غرض

در سر از پرورش دیده بصد خون جگر

نظری بر گل رخسار نگاریست غرض

مکن ای دیده روان سوی درش سیل سرشک

گر ترا از ره آن سرو غباریست غرض

نه گل و لاله و سروست مرادم زین باغ

گلرخی سرو قدی لاله عذاریست غرض

نیست بیهوده گر اندوخته ام گوهر اشک

بهر تشریف تو ترتیب نثاریست غرض

چاک در سینه گر انداخته نیست ز درد

بهر اندیشه غم راهگذاریست غرض

همه دم کار فضولیست چو نی ناله و زار

مگر از بودن او ناله زاریست غرض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۸به رندان از جهنم می‌دهد دایم خبر واعظ
  2. شمارهٔ ۲۲۹سر می کند همیشه فدا بهر یار شمع
  3. شمارهٔ ۲۳۰گر نه در دل مهر آن روی چو مه دارد چراغ
  4. شمارهٔ ۲۳۱گشت محرم در حریم وصل جانانم چراغ
  5. شمارهٔ ۲۳۲به خود نگذاشتم دامان آن چابک‌سوار از کف
  6. شمارهٔ ۲۳۳قد کشیدی دیده ام تیر بلا را شد هدف
  7. شمارهٔ ۲۳۴گر ترا هست دلا در ره غم میل رفیق
  8. شمارهٔ ۲۳۵باغ حسن از گل رخسار تو دارد رونق
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.