پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

زهی جفای تو بر من دلیل رحمت خاص

مرا وفای تو نقش صحیفه اخلاص

مدام مطرب بزم غم توام من مست

سرود ناله من کرده چرخ را رقاص

خراب باده عشقت ز ننگ عقل بری

اسیر حلقه زلفت ز دام قید خلاص

جزای کشتن پروانه شمع را این بس

که از نسیم دم صبح می رسد بقصاص

بلا و درد و غمت قدر داده اند مرا

که نیست قیمت هر جنس جز بقدر خواص

غم تو بود مشخص مرا دمی که هنوز

نداشتند تعین هیاکل و اشخاص

حدیث عشق فضولی به هیچ کس مگشا

درون بحر نباید که دم زند غواص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷گرد گلت کشید ز عنبر حصار خط
  2. شمارهٔ ۲۲۸به رندان از جهنم می‌دهد دایم خبر واعظ
  3. شمارهٔ ۲۲۹سر می کند همیشه فدا بهر یار شمع
  4. شمارهٔ ۲۳۰گر نه در دل مهر آن روی چو مه دارد چراغ
  5. شمارهٔ ۲۳۱گشت محرم در حریم وصل جانانم چراغ
  6. شمارهٔ ۲۳۲به خود نگذاشتم دامان آن چابک‌سوار از کف
  7. شمارهٔ ۲۳۳قد کشیدی دیده ام تیر بلا را شد هدف
  8. شمارهٔ ۲۳۴گر ترا هست دلا در ره غم میل رفیق
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.