پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

لاف زد پیش رخت گلبن ز گلبرگ ترش

زد صبا از قهر گلبرگ ترش را بر سرش

پیش خورشید رخت گل را نمی بیند جمال

گرچه می‌بندد هوا از دُرِّ شبنم زیورَش

گشت گل پروانه شمع جمالت ای پری

نیست هر سو برگ بگرفتست آتش در پرش

چند نازد با گل و بلبل چمن بگشای رخ

آتشی زن در گل و بر باد ده خاکسترش

مهد گلبن جای راحت نیست طفل غنچه را

چون شود آسوده چندین خار دارد بسترش

گل بحسن پنج روزه کرد دعوی با رخت

زود باشد زین گنه از هم بریزد پیکرش

برگ گل تلخست می گرداند از خورشید رنگ

چون کنم نسبت فضولی با لب جان پرورش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴روی می‌تابد ز من گر ماه تابان گویمش
  2. شمارهٔ ۲۲۵زهی جفای تو بر من دلیل رحمت خاص
  3. شمارهٔ ۲۲۶ز جهان گردی ما دیدن یاریست غرض
  4. شمارهٔ ۲۲۷گرد گلت کشید ز عنبر حصار خط
  5. شمارهٔ ۲۲۸به رندان از جهنم می‌دهد دایم خبر واعظ
  6. شمارهٔ ۲۲۹سر می کند همیشه فدا بهر یار شمع
  7. شمارهٔ ۲۳۰گر نه در دل مهر آن روی چو مه دارد چراغ
  8. شمارهٔ ۲۳۱گشت محرم در حریم وصل جانانم چراغ
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.