پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۵

ز عشقت ناله زاری که من دارم ندارد کس

همین بس کار من کاری که من دارم ندارد کس

چه باشد گر نباشد دردی و داغی چو من کس را

نگار لاله رخساری که من دارم ندارد کس

ترحم می کند بر حال من هر کس که می بیند

چنین بی رحم دلداری که من دارم ندارد کس

بحال خود ندیدم هیچکس را در پریشانی

چه حالست این مگر یاری که من دارم ندارد کس

دل شادی کزان گل غیر من دارد ندارم من

بدل از جور او خاری که من دارم ندارد کس

ره و رسم اسیران بلا بسیار پرسیدم

غم و اندوه بسیاری که من دارم ندارد کس

فضولی هست وصف حسن او مضمون گفتارم

از آن رو حسن گفتاری که من دارم ندارد کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۷پیش تو گل از شرم سرانداخته در پیش
  2. شمارهٔ ۲۱۸مرا دل ترک داد و کرد میل آن مه دلکش
  3. شمارهٔ ۲۱۹چه دعوی می‌کنی ای غنچه با لعل گهربارش
  4. شمارهٔ ۲۲۰جدا بودن ز یار و سوختن با داغ هجرانش
  5. شمارهٔ ۲۲۱بکویش می روم بهر تماشای مه رویش
  6. شمارهٔ ۲۲۲لاف زد پیش رخت گلبن ز گلبرگ ترش
  7. شمارهٔ ۲۲۳نیست غیر از حیرتم کاری جدا از یار خویش
  8. شمارهٔ ۲۲۴روی می‌تابد ز من گر ماه تابان گویمش
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.