پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

خاک شد جسم و غمت مونس جانست هنوز

سوخت دل جان به جمالت نگرانست هنوز

حسنت از زینت خط رنگ دگر یافت ولی

در دل ما غم عشق تو همانست هنوز

اثری در دل پر سوز ز خونابه نماند

چشم بر یاد تو خونابه فشانست هنوز

بی نشان گشت تن خاکیم از ضعف ولی

هدف ناوک آن سرو روانست هنوز

غم مرا سوخت منه پای بخاکستر من

که درو آتش صد درد نهانست هنوز

نقش شیرین بشد از لوح مزار فرهاد

ذکر لعل تو مرا ورد زبانست هنوز

ز فضولی روش دین مطلب ای ناصح

که اثیر الم عشق بتانست هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹دلا بمهر رخش دیده پر آب انداز
  2. شمارهٔ ۲۱۰دل اسیر لعل آن گلبرگ خندانست باز
  3. شمارهٔ ۲۱۱شمع بزم بهجتم مهر مه روی تو بس
  4. شمارهٔ ۲۱۲غمت روز تنهاییم یار بس
  5. شمارهٔ ۲۱۳چیده ایم از اختلاط خلق دامان هوس
  6. شمارهٔ ۲۱۴نه من مقید آن سرو گلعذارم و بس
  7. شمارهٔ ۲۱۵ز عشقت ناله زاری که من دارم ندارد کس
  8. شمارهٔ ۲۱۶یارب بحق حرمت رندان درد نوش
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.