پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۸

دلم از عشق تو رسوای جهانست امروز

غم پنهان دلم بر تو عیانست امروز

روزگار من اگر گشت سیه نیست عجب

آفتاب رخت از دیده نهانست امروز

مدتی خون دلم داشت اقامت در چشم

پی آن سرو سفر کرده روانست امروز

دیده بودم خم گیسوی تو امشب در خواب

این که دارم دل آشفته ازانست امروز

دوش دل گوشه چشمی ز تو در یافته بود

بهمان گوشه چشمی نگرانست امروز

ز می و مغبچه یارب چه طرب یافته است

که دلم معتکف دیر مغانست امروز

دوش کردند سکان منع فضولی ز درت

سبب اینست که با آه و فغانست امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۰دل اسیر لعل آن گلبرگ خندانست باز
  2. شمارهٔ ۲۱۱شمع بزم بهجتم مهر مه روی تو بس
  3. شمارهٔ ۲۱۲غمت روز تنهاییم یار بس
  4. شمارهٔ ۲۱۳چیده ایم از اختلاط خلق دامان هوس
  5. شمارهٔ ۲۱۴نه من مقید آن سرو گلعذارم و بس
  6. شمارهٔ ۲۱۵ز عشقت ناله زاری که من دارم ندارد کس
  7. شمارهٔ ۲۱۶یارب بحق حرمت رندان درد نوش
  8. شمارهٔ ۲۱۷پیش تو گل از شرم سرانداخته در پیش
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.