پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

ای مرا هر لحظه در عشق تو بازار دگر

نیست بازار ترا جز من خریدار دگر

هست با اغیار پنهانی ترا صد لطف و من

می کشم هر لحظه از لطف تو آزار دگر

از ستمکاریست پیکانی درون سینه ام

وه که می خواهد برون آرد ستمکار دگر

خم شد از بار غمم قامت خدا را ای طبیب

رحم کن از مرهم زخمم منه بار دگر

نیست ناصح کار من ترک طریق عاشقی

تا مرا عشق است کار از من مجو کار دگر

یار من شبهای تنهایی خیال یار بس

ترک جان کردم نمی باید مرا کار دگر

چاکها دارد گریبانم فضولی همچو گل

بس که هر دم می خلد بر سینه ام خار دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲می کشد زارم ببازی هر زمان طفلی دگر
  2. شمارهٔ ۲۰۳خواهم چو سایه افتم دنبال آن سمنبر
  3. شمارهٔ ۲۰۴می دهد زاهد به ما هر لحظه آزار دگر
  4. شمارهٔ ۲۰۵ای جمالت ز گل گلشن جان رعناتر
  5. شمارهٔ ۲۰۶سوخت دل صد قطره خون در چشم تر دارد هنوز
  6. شمارهٔ ۲۰۷خاک شد جسم و غمت مونس جانست هنوز
  7. شمارهٔ ۲۰۸دلم از عشق تو رسوای جهانست امروز
  8. شمارهٔ ۲۰۹دلا بمهر رخش دیده پر آب انداز
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.