پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذ

شهد هر کام که باشد جهان نیست لذیذ

همه دم ذکر لبت ورد زبانست مرا

هیچ جلاب جز اینم بدهان نیست لذیذ

باده تلخ که بی ساقی گلرخ باشد

بارها تجربه کردیم چنان نیست لذیذ

وعده وصل چو دادی منشان منتظرم

روشنست این که حیات نگران نیست لذیذ

جفا می کشدم یار مگر می داند

که مرا بی قد او روح روان نیست لذیذ

نیست در ساغر ایام بجز زهر جفا

عاشقان را روش دور زمان نیست لذیذ

داد ایام مرا شربت هر کام که هست

غیر شهد الم عشق بتان نیست لذیذ

شده پیر فضولی ز جهان کام مجوی

زود بگذر که جهان جز به جوان نیست لذیذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱یار خواهی دلا ز جان بگذر
  2. شمارهٔ ۲۰۲می کشد زارم ببازی هر زمان طفلی دگر
  3. شمارهٔ ۲۰۳خواهم چو سایه افتم دنبال آن سمنبر
  4. شمارهٔ ۲۰۴می دهد زاهد به ما هر لحظه آزار دگر
  5. شمارهٔ ۲۰۵ای جمالت ز گل گلشن جان رعناتر
  6. شمارهٔ ۲۰۶سوخت دل صد قطره خون در چشم تر دارد هنوز
  7. شمارهٔ ۲۰۷خاک شد جسم و غمت مونس جانست هنوز
  8. شمارهٔ ۲۰۸دلم از عشق تو رسوای جهانست امروز
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.