پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

سر مکش از من که از من دردسر خواهی کشید

هر دم از آه من آزار دگر خواهی کشید

چارهٔ بیداریم کن ور نه از افغان من

محنت بیداری از من بیشتر خواهی کشید

برنخواهم داشتن ای شمع چشم از قامتت

گر تو میل آتشم بر چشم تر خواهی کشید

انتظاری می کشم عمریست تا دانسته‌ام

کآفتابی تیغ بر اهل نظر خواهی کشید

سینه را پیش از گریبان چاک خواهم زد اگر

دامن از دست من خونین جگر خواهی کشید

خوش دلم زین رهگذر گر لطف می‌آیی برم

آه اگر روزی قدم زین رهگذر خواهی کشید

محنت خوبان فضولی نیست در دنیا همین

روز محشر هم عذابی زین بتر خواهی کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذ
  2. شمارهٔ ۲۰۰ای مرا هر لحظه در عشق تو بازار دگر
  3. شمارهٔ ۲۰۱یار خواهی دلا ز جان بگذر
  4. شمارهٔ ۲۰۲می کشد زارم ببازی هر زمان طفلی دگر
  5. شمارهٔ ۲۰۳خواهم چو سایه افتم دنبال آن سمنبر
  6. شمارهٔ ۲۰۴می دهد زاهد به ما هر لحظه آزار دگر
  7. شمارهٔ ۲۰۵ای جمالت ز گل گلشن جان رعناتر
  8. شمارهٔ ۲۰۶سوخت دل صد قطره خون در چشم تر دارد هنوز
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.