پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

جای ما کوی تو خواهد بود تا خواهیم بود

خاک آن کوییم گر سر بر فلک خواهیم بود

دلبرم طفلست و روز افزون جمالش آه اگر

محنت من هم بقدر حسن او خواهد فزود

قدر محبوبان نمی داند کسی بهتر ز ما

لیک قدر ما نمی دانند محبوبان چه سود

ساخت ما را دور با رخسار زرد و اشک آل

زان خط سبز و سر زلف سیه چرخ کبود

بر فکند از خلق رسم سجده بت را رخت

رخ نمودی بر بتان پیش تو واجب شد سجود

شوق زلف او به داغ دل نرفت از سینه‌ام

بر نیاورد این همه آتش ازین خاشاک دود

سالک راه عدم گشتم بفکر آن دهان

عاشقی چون من نمی‌آید فضولی در وجود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸به درد و محنت بسیار ما را یار می‌داند
  2. شمارهٔ ۱۹۹بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذ
  3. شمارهٔ ۲۰۰ای مرا هر لحظه در عشق تو بازار دگر
  4. شمارهٔ ۲۰۱یار خواهی دلا ز جان بگذر
  5. شمارهٔ ۲۰۲می کشد زارم ببازی هر زمان طفلی دگر
  6. شمارهٔ ۲۰۳خواهم چو سایه افتم دنبال آن سمنبر
  7. شمارهٔ ۲۰۴می دهد زاهد به ما هر لحظه آزار دگر
  8. شمارهٔ ۲۰۵ای جمالت ز گل گلشن جان رعناتر
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.