پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

بخاک بنده رحم ای دلربا از تو نمی آید

تو سنگین دل بنی کار خدا از تو نمی آید

چه سنگین دل کسی کز ناله و آهم نمی ترسی

ز سنگ خاره می آید صدا از تو نمی آید

طریق مهربانی خوب می باشد ز محبوبان

تو هم محبوبی این خوبی چرا از تو نمی آید

نمی آری ترحم بر من و سویم نمی آیی

ترا دانسته ام این کارها از تو نمی آید

سوی ما نامه می خواستم هر لحظه بفرستی

چه حاصل آنچه می خواهیم ما از تو نمی آید

وفای خود مگر صرف رقیبان کرده ای گل

که من جستم بسی بوی وفا از تو نمی آید

فضولی بگذر از قید ورع می نوش و رندی کن

طریق زهد و آیین ربا از تو نمی آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷سر مکش از من که از من دردسر خواهی کشید
  2. شمارهٔ ۱۹۸به درد و محنت بسیار ما را یار می‌داند
  3. شمارهٔ ۱۹۹بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذ
  4. شمارهٔ ۲۰۰ای مرا هر لحظه در عشق تو بازار دگر
  5. شمارهٔ ۲۰۱یار خواهی دلا ز جان بگذر
  6. شمارهٔ ۲۰۲می کشد زارم ببازی هر زمان طفلی دگر
  7. شمارهٔ ۲۰۳خواهم چو سایه افتم دنبال آن سمنبر
  8. شمارهٔ ۲۰۴می دهد زاهد به ما هر لحظه آزار دگر
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.