پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

دل اسیر خم گیسوی تو شد

دیده حیران مه روی تو شد

تن چون موی مرا هر سر مو

بسته سلسله موی تو شد

سبب رغبت محراب مرا

میل طاق خم ابروی تو شد

باعث شوق طواف حرمم

نسبت خاک سر کوی تو شد

اشکم از هر مژه هر گوشه روان

بهوای قد دلجوی تو شد

خضر گویند بقا یافت مگر

کشته غمزه جادوی تو شد

شکوه ها داشت فضولی ز بتان

تو چه کردی که دعاگوی تو شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶جای ما کوی تو خواهد بود تا خواهیم بود
  2. شمارهٔ ۱۹۷سر مکش از من که از من دردسر خواهی کشید
  3. شمارهٔ ۱۹۸به درد و محنت بسیار ما را یار می‌داند
  4. شمارهٔ ۱۹۹بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذ
  5. شمارهٔ ۲۰۰ای مرا هر لحظه در عشق تو بازار دگر
  6. شمارهٔ ۲۰۱یار خواهی دلا ز جان بگذر
  7. شمارهٔ ۲۰۲می کشد زارم ببازی هر زمان طفلی دگر
  8. شمارهٔ ۲۰۳خواهم چو سایه افتم دنبال آن سمنبر
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.