پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

ناله گره از رشته کارم نگشاید

کار دلم از ناله زارم نگشاید

مشکل که گشاید گره از کار دلم بخت

تا شانه خم زلف نگارم نگشاید

دولت نگشاید در اقبال برویم

تا باد نقاب از رخ یارم نگشاید

آسودگیم نیست ازین مرحله تا بخت

بر خاک سر کوی تو بارم نگشاید

شوق سر کوی تو غم روی تو دارم

دور از تو دل از باغ و بهارم نگشاید

با دل مسپارید بخاکم دم مردن

تا خون نزند موج و مزارم نگشاید

از خار امل غنچه مقصود فضولی

شرطست که تا اشک نبارم نگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲نه تنها جان من دردی ز گل رخساره دارد
  2. شمارهٔ ۱۹۳دل که سوزان بود خندان از رخ آن ماه شد
  3. شمارهٔ ۱۹۴دل اسیر خم گیسوی تو شد
  4. شمارهٔ ۱۹۵بخاک بنده رحم ای دلربا از تو نمی آید
  5. شمارهٔ ۱۹۶جای ما کوی تو خواهد بود تا خواهیم بود
  6. شمارهٔ ۱۹۷سر مکش از من که از من دردسر خواهی کشید
  7. شمارهٔ ۱۹۸به درد و محنت بسیار ما را یار می‌داند
  8. شمارهٔ ۱۹۹بی تو ای عمر مرا صحبت جان نیست لذیذ
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.