پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

تا باد پرده از رخ آن سیمبر فکند

رسم صبوری از دل عشاق بر فکند

دور از رخ تو سوخت جگر این چه آتشست

کز چشم بر گرفت هوا در جگر فکند

بودم اسیر خال تو خط نیز بر دمید

حسن رخت مرا ببلای دگر فکند

هر نور کآن نگشت بنظاره تو صرف

آن را چو اشک مردم چشم از نظر فکند

مردم مگو سیاهی داغیست کز دلم

بر داشت موج خون و درین چشم تر فکند

صیت و صدای سیل سرشکم که شد بلند

آوازه جمال تو در بحر و بر فکند

خاک درت نکرد فضولی مقام خود

او را بدین گناه فلک در بدر فکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵دوشم انیس خلوت گرمابه یار شد
  2. شمارهٔ ۱۶۶نشاطم می‌کشد چون از تنم پیکان برون آید
  3. شمارهٔ ۱۶۷ز سروت سایه گر بر من اندوهگین افتد
  4. شمارهٔ ۱۶۸در آینه چو عکسم بر صورتم نظر کرد
  5. شمارهٔ ۱۶۹دل که از نرگس او چشم نگاهی دارد
  6. شمارهٔ ۱۷۰هر که چراغی ز برق آه ندارد
  7. شمارهٔ ۱۷۱ماه من کز لعل لب کامی به هر ناکام داد
  8. شمارهٔ ۱۷۲طعنه اغیار بهر یار می باید کشید
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.