پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

ببزم او سخن از درد من نمی گذرد

چه خلوتیست که آنجا سخن نمی گذرد

گذشت دل ز دو عالم بدور روی تو لیک

ازان دو سلسله خم بخم نمی گذرد

نمی کشد دل تنگم بمجمعی که درو

زمان زمان سخنی زان دهن نمی گذرد

مقید قد و رخسار گلرخان بچمن

پی نظاره سرو و سمن نمی گذرد

اساس مجمع ارباب عشق ناکامیست

حدیث کام دران انجمن نمی گذرد

نمی رسد بحظوظ سرور روحانی

کسی که از سر حظ بدن نمی گذرد

دمی نمی گذرد بر فضولی بی دل

که در دلش غم آن سیمتن نمی گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴جان بیرون رفته را بویت به تن می‌آورد
  2. شمارهٔ ۱۶۵دوشم انیس خلوت گرمابه یار شد
  3. شمارهٔ ۱۶۶نشاطم می‌کشد چون از تنم پیکان برون آید
  4. شمارهٔ ۱۶۷ز سروت سایه گر بر من اندوهگین افتد
  5. شمارهٔ ۱۶۸در آینه چو عکسم بر صورتم نظر کرد
  6. شمارهٔ ۱۶۹دل که از نرگس او چشم نگاهی دارد
  7. شمارهٔ ۱۷۰هر که چراغی ز برق آه ندارد
  8. شمارهٔ ۱۷۱ماه من کز لعل لب کامی به هر ناکام داد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.