پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

دوشم انیس خلوت گرمابه یار شد

هر موی بر تنم مژه اشکبار شد

آب حیات من بزمین قطره قطره ریخت

صرف ره محبت آن گلعذار شد

پیکان او که در تن سوزان نهفته بود

بگداخته ز هر طرفی آشکار شد

جسمم ز تاب شعله شمع جمال تو

سر تا قدم پر آبله آبدار شد

پیرایه خواست حسن طرب رشته تنم

از بهر حلیه تار در شاهوار شد

از درج تن بهر سر مو صدهزار در

شکرانه وصال به محفل نثار شد

تنها نه اشک ماست فضولی روان ازو

هر کس که دید سرو قدش بی قرار شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷ز سروت سایه گر بر من اندوهگین افتد
  2. شمارهٔ ۱۶۸در آینه چو عکسم بر صورتم نظر کرد
  3. شمارهٔ ۱۶۹دل که از نرگس او چشم نگاهی دارد
  4. شمارهٔ ۱۷۰هر که چراغی ز برق آه ندارد
  5. شمارهٔ ۱۷۱ماه من کز لعل لب کامی به هر ناکام داد
  6. شمارهٔ ۱۷۲طعنه اغیار بهر یار می باید کشید
  7. شمارهٔ ۱۷۳یار از عاشق نمی باید که پروا شود
  8. شمارهٔ ۱۷۴تا مرا سودای شمع عارضت در سر نبود
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.