پرش به محتوای اصلی
فضولی فضولی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

هر دم از تیر توام بر سینه صد روزن بود

چون زره گر سینه چاک من از آهن بود

سر بود بر خاک بهر سجده شکرم مدام

گر سر کویت پس از مردن مرا مدفن بود

بی تو ای جان گریه ام تسکین نمی یابد دمی

شمع چون من نیست او را گریه تا مردن بود

نیست تار شمع را بی شعله آتش فروغ

بی غم لعلت نمی خواهم رگی در تن بود

شهره دهرست مجنون در ملامت لاجرم

هر که باشد مبتلای چون تویی چون من بود

سوی گلشن باغبان بیهوده تکلیفم مکن

کی مرا دور از سر کویش سر گلشن بود

از فضولی کاش نگذارد نشان سودای دوست

تا به کی آماج تیر طعنه دشمن بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲ببزم او سخن از درد من نمی گذرد
  2. شمارهٔ ۱۶۳تا باد پرده از رخ آن سیمبر فکند
  3. شمارهٔ ۱۶۴جان بیرون رفته را بویت به تن می‌آورد
  4. شمارهٔ ۱۶۵دوشم انیس خلوت گرمابه یار شد
  5. شمارهٔ ۱۶۶نشاطم می‌کشد چون از تنم پیکان برون آید
  6. شمارهٔ ۱۶۷ز سروت سایه گر بر من اندوهگین افتد
  7. شمارهٔ ۱۶۸در آینه چو عکسم بر صورتم نظر کرد
  8. شمارهٔ ۱۶۹دل که از نرگس او چشم نگاهی دارد
همه‌ی غزلیات ←

فضولی درباره‌ی فضولی

ملا محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (زادهٔ ۸۸۵ هجری قمری در حِلّه، درگذشتهٔ ۹۶۳ هجری قمری) ادیب و شاعر سدهٔ دهم هجری قمری است که به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. زادگاه او را در بعضی از منابع کربلا یا نجف یا بغداد هم ذکر کرده‌اند. او پرورش‌یافتهٔ شهر بغداد است و به همین جهت به بغدادی مشهور شده است. آثار فارس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.