پرش به محتوای اصلی
بابافغانی بابافغانی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۸

ای به کرشمه هر زمان گلبن باغ دیگری

من شده کوه درد و تو لالهٔ راغ دیگری

سوز تو در دل حزین چون نگرم به نیکوان

بر دل خویش چون نهم بیهده داغ دیگری

یار به دیگری روان من ز پِیَش به سر دوان

چند توان چنین شدن ره به چراغ دیگری

من به خیال آن پری گم شده‌ام ز خویشتن

وای که او به رغم من کرده سراغ دیگری

همچو فغانی‌ام بود کاسهٔ دیده پر ز خون

تا شده عکس ساقی‌ام نقش ایاغ دیگری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶۰می خواه اضطراب برای چه می کنی
  2. شمارهٔ ۵۶۱ای صبا منع گرفتاری بلبل می‌کنی
  3. شمارهٔ ۵۶۲از گریه سوختیم و تو آهی نمی کنی
  4. شمارهٔ ۵۶۳تا کی نشان خویش بظلمت فرو بری
  5. شمارهٔ ۵۶۴هر گه فسانه من مجنون هوس کنی
  6. شمارهٔ ۵۶۵دلا بی نقد جان راه سر کویش نپیمایی
  7. شمارهٔ ۵۶۶نشستی با شراب و رود تا در خونم افگندی
  8. شمارهٔ ۵۶۷بس تازه و تری چمن آرای کیستی
همه‌ی غزلیات ←

بابافغانی درباره‌ی بابافغانی

بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی می‌دانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگسار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.