پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱

تا تو در حسن و جمال افزوده‌ای

دل ز دست عالمی بربوده‌ای

در جهان این شور و غوغا از چه خاست؟

گر جمال خود به کس ننموده‌ای

گوی در میدان حسن افگنده‌ای

نیکوان را چاکری فرموده‌ای

پرده از چهره زمانی دور کن

کافتابی را به گل اندوده‌ای

چون نباشم من سگ درگاه تو؟

چون بدین نام خوشم بستوده‌ای

در جهان بیهوده می‌جستم تو را

خود تو در جان عراقی بوده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۳ای یار، مکن، بر من بی‌یار ببخشای
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۴در کار من درهم آخر نظری فرمای
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۵ای دوست الغیاث! که جانم بسوختی
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۶نگارا، گرچه از ما برشکستی
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۷ای به تو زنده جسم و جان، مونس جان کیستی؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۸پیش ازینم خوشترک می‌داشتی
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۹ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۰ای عشق، کجا به من فتادی؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.