پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۳

ای یار، مکن، بر من بی‌یار ببخشای

جانم به لب آمد ز تو، زنهار ببخشای

در کار من غمزده ای دوست نظر کن

بر جان من دلشده ای یار، ببخشای

زان پیش که از حسرت روی تو بمیرم

بس دور بماندم ز تو بیمار، ببخشای

اینک به امیدی به درت آمده‌ام باز

این بار مکن همچو دگربار، ببخشای

مرغ دل من بی‌پر و بی‌بال بمانده است

در دام فراق تو نگونسار، ببخشای

آن رفت که آمد ز من دلشده کاری

اکنون که فرو مانده‌ام از کار، ببخشای

از کرد عراقی خجل و خوار بماندم

مگذار چنینم خجل و خوار، ببخشای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۵ای دوست الغیاث! که جانم بسوختی
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۶نگارا، گرچه از ما برشکستی
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۷ای به تو زنده جسم و جان، مونس جان کیستی؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۸پیش ازینم خوشترک می‌داشتی
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۹ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۰ای عشق، کجا به من فتادی؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۱چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۲جانا، نظری به ما نکردی
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.