پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۷

ای به تو زنده جسم و جان، مونس جان کیستی؟

شیفتهٔ تو انس و جان، انس روان کیستی؟

مهر ز من گسسته‌ای، با دگری نشسته‌ای

رنج ز من شکسته‌ای، راحت جان کیستی؟

چونکه ز من جدا نه‌ای، چیست که آشنا نه‌ای؟

یک دم از آن ما نه‌ای، آخر از آن کیستی؟

نز تو به من رسد اثر، نی به رخت کنم نظر

از تو دو کون بی‌خبر، پس تو عیان کیستی؟

صید دلم به دام تو، توسن چرخ رام تو

ای دو جهان غلام تو، جان و جهان کیستی؟

یافتمی به روز و شب از لب لعل تو رطب

هیچ ندانم از دو لب شهد فشان کیستی؟

بر سر کویت چو سگان هر سحری کنم فغان

هیچ نگویی: ای فلان، تو ز سگان کیستی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۹ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۰ای عشق، کجا به من فتادی؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۱چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۲جانا، نظری به ما نکردی
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۳چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۴چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۵آمد به درت امیدواری
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۶ای دل، بنشین چو سوکواری
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.