پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۶

نگارا، گرچه از ما برشکستی

ز جانت بنده‌ام، هر جا که هستی

ربودی دل ز من، چون رخ نمودی

شکستی پشت من، چون برشکستی

چرا پیوستی، ای جان، با دل من؟

چو آخر دست، از من می‌گسستی

ز نوش لب چو مرهم می‌ندادی

ز نیش لب چرا جانم بخستی؟

ز بهر کشتنم صد حیله کردی

چو خونم ریختی فارغ نشستی

اگرچه یافتی از کشتنم رنج

ز محنت‌های من، باری، برستی

مرا کشتی، به طنز آنگاه گویی:

عراقی، از کف من نیک جستی!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۸پیش ازینم خوشترک می‌داشتی
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۹ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۰ای عشق، کجا به من فتادی؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۱چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۲جانا، نظری به ما نکردی
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۳چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۴چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۵آمد به درت امیدواری
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.