پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۰

ای عشق، کجا به من فتادی؟

وی درد، به من چه رو نهادی؟

ای هجر، به جان رسیدم از تو

بس زحمت و دردسر که دادی

از یار خودم جدا فکندی

آخر تو به من کجا فتادی؟

هرگز نکنم تو را فراموش

ای آنکه مرا همیشه یادی

خرم به غم تو چون نباشم؟

چون تو به غمم همیشه شادی

تا چند خوری، دلا، غم جان؟

با غم همه وقت در جهادی

بگذر ز سر جهان، عراقی

انگار نبودی و نزادی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۵۲جانا، نظری به ما نکردی
  2. غزل شمارهٔ ۲۵۳چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۵۴چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۵۵آمد به درت امیدواری
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۶ای دل، بنشین چو سوکواری
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۷تا چند عشق بازیم بر روی هر نگاری؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۸نگارا، کی بود کامیدواری
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۹نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.