پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۲

تا زخوبی دل ز من بربوده‌ای

کمترک بر جان من بخشوده‌ای

تا مرا بر خویش عاشق کرده‌ای

روی خوب خود به من ننموده‌ای

بر من مسکین نمی‌بخشی، مگر

ناله‌های زار من نشنوده‌ای؟

از وفا و دوستی کم کرده‌ای

در جفا و دشمنی افزوده‌ای

کی خبر باشد تو را از حال من؟

من چنین در رنج و تو آسوده‌ای

کاشکی دانستمی باری که تو

هیچ با من یک نفس خوش بوده‌ای؟

تا در خود بر عراقی بسته‌ای

صد در از محنت برو بگشوده‌ای

کاشکی دانستمی باری که تو

با عراقی یک نفس خوش بوده‌ای؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۴در کار من درهم آخر نظری فرمای
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۵ای دوست الغیاث! که جانم بسوختی
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۶نگارا، گرچه از ما برشکستی
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۷ای به تو زنده جسم و جان، مونس جان کیستی؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۸پیش ازینم خوشترک می‌داشتی
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۹ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۰ای عشق، کجا به من فتادی؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۱چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.