پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۴

در کار من درهم آخر نظری فرمای

بر حال من پر غم آخر نظری فرمای

بر خوان جگر خواری وز دست غمت زاری

نابوده دمی خرم، آخر نظری فرمای

تا کی بود این محنت؟ تا چند کشم زحمت؟

مردم ز غمت یک دم، آخر نظری فرمای

خون جگرم خوردی، جانم به لب آوردی

تا کی دهی، ای جان، دم، آخر نظری فرمای

بس جان و دل مرده کز بوی تو شد زنده

بر نه به دلم مرهم، آخر نظری فرمای

در کار من بی‌دل، نابوده به کام دل

یک لحظه درین عالم، آخر نظری فرمای

گر زانکه عراقی نیست شایستهٔ زار تو

چون هست دلش محرم، آخر نظری فرمای

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۶نگارا، گرچه از ما برشکستی
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۷ای به تو زنده جسم و جان، مونس جان کیستی؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۸پیش ازینم خوشترک می‌داشتی
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۹ای ز غم فراق تو جان مرا شکایتی
  5. غزل شمارهٔ ۲۵۰ای عشق، کجا به من فتادی؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۵۱چه کرده‌ام که دلم از فراق خون کردی؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۵۲جانا، نظری به ما نکردی
  8. غزل شمارهٔ ۲۵۳چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.