پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۵

گرچه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم

جز تو فریادرسی کو که درو آویزیم؟

گذری کن، که مگر با تو دمی بنشینیم

نظری کن که خوشی از سر و جان برخیزیم

مشت خاکیم به خون جگر آغشته همه

از چنین خاک درین راه چه گرد انگیزیم؟

هم بسوزیم ز تاب رخ تو ناگاهی

همچو پروانه ز شمع ارچه بسی پرهیزیم

بیم آن است که در خون جگر غرق شویم

بسکه بر خاک درت خون جگر می‌ریزیم

تا دل گمشده را بر سر کویت یابیم

همه شب تا به سحر خاک درت می‌بیزیم

نیک و بد زان توایم، با دگریمان مگذار

با تو آمیخته‌ایم، با دگری نامیزیم

راه ده باز، که نزد تو پناه آوردیم

بو که از دست عراقی نفسی بگریزیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۷ناخورده شراب می‌خروشیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹خیز، تا قصد کوی یار کنیم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۰تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۱ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۲ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۳ای دوست، بیا، که ما توراییم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۴بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.