پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸

خیزید، عاشقان، نفسی شور و شر کنیم

وز های و هو، جهان همه زیر و زبر کنیم

از تاب سینه آتشی اندر جگر زنیم

وز آب دیده سینهٔ تفسیده تر کنیم

در ماتم خودیم، بیا، زار بگرییم

خاکستر جهان همه بر فرق سر کنیم

نعره ز جان زنیم، همه روز تا به شب

ناله ز درد دل همه شب تا سحر کنیم

تا چند چاشت ما همه از خوان غم بود؟

تا کی وجوه شام ز خون جگر کنیم؟

آهی برآوریم، سحرگه، ز سوز دل

زین بخت خفته را دمی از خواب برکنیم

زاری کنان به درگه دلدار خود رویم

نعره‌زنان به پیش سرایش گذر کنیم

باشد که یک نفس نظری سوی ما کند

دزدیده آن نفس به رخ او نظر کنیم

آن لحظه از عراقی، باشد که وارهیم

گر زو رها شویم، سخن مختصر کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۰تا کی از دست فراق تو ستم‌ها بینیم؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۲ز دلتنگی به جانم با که گویم؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۳ای دوست، بیا، که ما توراییم
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۴بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵تا کی همه مدح خویش گوییم؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۶شهری است بزرگ و ما دروییم
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷بگذر ای غافل ز یاد این و آن
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.