پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۲

ز دلتنگی به جانم با که گویم؟

ز غصه ناتوانم، با که گویم؟

ز تنهایی ملولم، چند نالم؟

ز بی‌یاری به جانم، با که گویم؟

به عالم در، ندارم غمگساری

نمی‌دارم، ندانم با که گویم؟

ز غصه صدهزاران قصه دارم

ولی پیش که خوانم؟ با که گویم؟

چو مرغ نیم بسمل در غم یار

میان خون تپانم، با که گویم؟

فتاده چون بود در دام صیدی؟

ز محنت همچنانم، با که گویم؟

به کام دوستان بودم، کنون باز

به کام دشمنانم، با که گویم؟

مرا از زندگانی نیست سودی

ز هستی در زیانم، با که گویم؟

همه بیداد بر من از عراقی است

ز بودش در فغانم، با که گویم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۴بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۵تا کی همه مدح خویش گوییم؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۶شهری است بزرگ و ما دروییم
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۷بگذر ای غافل ز یاد این و آن
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۸مبتلای هجر یارم، الغیاث ای دوستان
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۹مقصود دل عاشق شیدا همه او دان
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰در کف جور تو افتادم، تو دان
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱رفت کار دل ز دست، اکنون تو دان
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.