پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۹

مقصود دل عاشق شیدا همه او دان

مطلوب دل وامق و عذرا همه او دان

بینایی هر دیدهٔ بینا همه او بین

زیبایی هر چهرهٔ زیبا همه او دان

یاری ده محنت زده مشناس جز او کس

فریادرس بی‌کس تنها همه او دان

در سینهٔ هر غمزده پنهان همه او بین

در دیدهٔ هر دلشده پیدا همه او دان

هر چیز که دانی جز از او، دان که همه اوست

یا هیچ مدان در دو جهان، یا همه او دان

بر لاله و گلزار و گلت گر نظر افتد

گلزار و گل و لاله و صحرا همه او دان

ور هیچ چپ و راست ببینی و پس و پیش

پیش و پس و راست و چپ و بالا همه او دان

ور آرزویی هست به جز دوست تو را هیچ

بایست، عراقی، و تمنا همه او دان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۱رفت کار دل ز دست، اکنون تو دان
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۲ماهرخان، که داد عشق، عارض لاله رنگشان
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳ز دل، جانا، غم عشقت رها کردن توان؟ نتوان
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۴نگارا از سر کویت گذر کردن توان؟ نتوان
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۵عاشقی دانی چه باشد؟ بی‌دل و جان زیستن
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۶سهل گفتی به ترک جان گفتن
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۷تا توانی هیچ درمانم مکن
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۸ماهرویا، رخ ز من پنهان مکن
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.