پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲

ماهرخان، که داد عشق، عارض لاله رنگشان

هان! به حذر شوید از غمزهٔ شوخ و شنگشان

نالهٔ زار عاشقان، اشک چو خون بی‌دلان

هیچ اثر نمی‌کند در دل همچو سنگشان

با دل ریش عاشقان، وه! که چه‌ها نمی‌کنند

ابرو چون کمانشان، غمزهٔ چون خدنگشان

از لب و زلف و خال و خط، دانه و دام کرده‌اند

تا که برین صفت بود، دل که برد ز چنگشان؟

ما چو شکر گداخته، ز آب غم و عجب‌تر آنک

در دل ماست چون شکر غصهٔ چون شرنگشان

بیش مپرس حال من، زآن‌که به شرح می‌دهد

از دل و دست ما نشان، چشم و دهان تنگشان

غم مخور، ای دل، ار بود یک دو دمی چو دور گل

دولت بی‌ثباتشان، خوبی بی‌درنگشان

ابرصفت مریز اشک، از پی هجر و وصلشان

زان که چو برق بگذرد مدت صلح و جنگشان

جان عراقی از جهان گشت ملول و بس حزین

کاهوی او رمید از آن عادت چون پلنگشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۴نگارا از سر کویت گذر کردن توان؟ نتوان
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۵عاشقی دانی چه باشد؟ بی‌دل و جان زیستن
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۶سهل گفتی به ترک جان گفتن
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۷تا توانی هیچ درمانم مکن
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۸ماهرویا، رخ ز من پنهان مکن
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۹بی‌رخت جانا، دلم غمگین مکن
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۰ای یار، بیا و یاریی کن
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۱ای رخ جان فزای تو گشته خجسته فال من
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.