پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰

ای یار، بیا و یاریی کن

رنجه شو و غم‌گساریی کن

آخر سگک در تو بودم

یادم کن و حق‌گزاریی کن

ای نیک، ز من همه بد آمد

نیکی کن و بردباریی کن

بر عاشق خود مگیر خرده

ای دوست بزرگواریی کن

ای دل، چو تو را فتاد این کار

رو بر در یار زاریی کن

ای بخت، بموی بر عراقی

وی دیده، تو نیز یاریی کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲۲چه کنم که دل نسازم هدف خدنگ او من؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۲۳بپرس از دلم آخر، چه دل؟ که قطرهٔ خون
  3. غزل شمارهٔ ۲۲۴چو دل ز دایرهٔ عقل بی تو شد بیرون
  4. غزل شمارهٔ ۲۲۵ای حسن تو بی‌پایان، آخر چه جمال است این؟
  5. غزل شمارهٔ ۲۲۶ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ جمال تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۲۷ای دل و جان عاشقان شیفتهٔ لقای تو
  7. غزل شمارهٔ ۲۲۸ای آرزوی جان و دلم ز آرزوی تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۲۹ای همه میل دل من سوی تو
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.