پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۸

ای آرزوی جان و دلم ز آرزوی تو

بیمار گشته به نشود جز به بوی تو

باری، بپرس حال دل ناتوان من

بنگر: چگونه می‌تپد از آرزوی تو؟

از آرزوی روی تو جانم به لب رسید

بنمای رخ، که جان بدهم پیش روی تو

حال دل ضعیف چنین زار کی شدی؟

گر یافتی نسیم گلستان کوی تو

در راه جست و جوی تو هر جانبی دوید

در ره بماند و راه نیاورد سوی تو

از لطف تو سزد که کنون دست گیریش

چون بازمانده، گمشده در جست و جوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۰ترک من، ای من غلام روی تو
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۱آن مونس غمگسار جان کو؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۲ساقی، قدحی می مغان کو؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۳مانا دمید بوی گلستان صبح گاه
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۴ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۵ای راحت روح هر شکسته
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۶ای در میان جانم گنجی نهان نهاده
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۷ای هر دهن ز یاد لبت پر عسل شده
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.