پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۱

آن مونس غمگسار جان کو؟

و آن شاهد جان انس و جان کو؟

آن جان جهان کجاست آخر؟

و آن آرزوی همه جهان کو؟

حیران همه مانده‌ایم و واله

کان یار لطیف مهربان کو؟

با هم بودیم خوش، زمانی

آن عیش و خوشی و آن زمان کو؟

ای دل شده، دم مزن ز عشقش

گر عاشق صادقی نشان کو؟

گر باخبری ازو نشان چیست؟

ور بی‌خبری ز جان فغان کو؟

گر یافته‌ای ز عشق بویی

خون دل و چشم خون فشان کو؟

ور همچو من از فراق زاری

دل خسته و جان ناتوان کو؟

ای دل، منگر سوی عراقی

سرگشته مباش هم‌چنان کو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۳مانا دمید بوی گلستان صبح گاه
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴ای جمالت برقع از رخ ناگهان انداخته
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۵ای راحت روح هر شکسته
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۶ای در میان جانم گنجی نهان نهاده
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۷ای هر دهن ز یاد لبت پر عسل شده
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۸در صومعه نگنجد، رند شرابخانه
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۹در صومعه نگنجد رند شرابخانه
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۰بازم از غصه جگر خون کرده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.