پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۶

ای در میان جانم گنجی نهان نهاده

بس نکته‌های معنی اندر زبان نهاده

سر حکیم ما را در شوق لایزالی

در من یزید عشقش پیش دکان نهاده

در جلوه‌گاه معنی معشوق رخ نموده

در بارگاه صورت تختش عیان نهاده

از نیست هست کرده، از بهر جلوهٔ خود

وانگه نشان هستی بر بی‌نشان نهاده

روحی بدین لطیفی در چاه تن فگنده

سری بدین عزیزی در قعر جان نهاده

خود کرده رهنمایی آدم به سوی گندم

ابلیس بهر تادیب اندر میان نهاده

خود کرده آنچه کرده، وانگه بدین بهانه

هر لحظه جرم و عصیان بر این و آن نهاده

بعضی برای دوزخ، بعضی برای انسان

اندر بهشت باقی امن و امان نهاده

کس را درین میانه چون و چرا نزیبد

هر کس نصیب او را هم غیب‌دان نهاده

عمری درین تفکر، از غایت تحیر

گوش دل عراقی بر آستان نهاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۸در صومعه نگنجد، رند شرابخانه
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۹در صومعه نگنجد رند شرابخانه
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۰بازم از غصه جگر خون کرده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱تا تو در حسن و جمال افزوده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۲تا زخوبی دل ز من بربوده‌ای
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۳ای یار، مکن، بر من بی‌یار ببخشای
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۴در کار من درهم آخر نظری فرمای
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۵ای دوست الغیاث! که جانم بسوختی
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.