پرش به محتوای اصلی
عراقی عراقی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۷

ای هر دهن ز یاد لبت پر عسل شده

در هر دهن خوشی لب تو مثل شده

آوازهٔ وصال تو کوس ابد زده

مشاطهٔ جمال تو لطف ازل شده

از نیم ذره پرتو خورشید روی تو

ارواح حال گشته و اجسام حل شده

جان‌ها ز راه حلق بر افکنده خویشتن

در حلقه‌های زلف تو صاحب محل شده

ترک رخت، که هندوک اوست آفتاب

آورده خط به خون من و در عمل شده

ای از کمال روی تو نقصان گرفته کفر

وز کافری زلف تو در دین خلل شده

بر تو چو من بدل نگزینم، روا مدار

آبی که من خورم ز تو با خون بدل شده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۹در صومعه نگنجد رند شرابخانه
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰بازم از غصه جگر خون کرده‌ای
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱تا تو در حسن و جمال افزوده‌ای
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲تا زخوبی دل ز من بربوده‌ای
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۳ای یار، مکن، بر من بی‌یار ببخشای
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۴در کار من درهم آخر نظری فرمای
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۵ای دوست الغیاث! که جانم بسوختی
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۶نگارا، گرچه از ما برشکستی
همه‌ی غزلیات ←

عراقی درباره‌ی عراقی

شیخ فخرالّدین ابراهیم بن بزرگمهر متخلص به عراقی، عارف نامی و شاعر بلندآوازهٔ ایرانی، در اوایل قرن هفتم هجری در دهی در اطراف همدان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم و فنون و کسب دانش، برای ادامه تحصیل به همدان رفت. سپس با جمعی از دراویش رهسپار هندوستان شد و به خدمت شیخ بهاءالدین زکریا درآمد و بعد از مدتی با دختر او ازدواج...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.